برخی خاورشناسان ایناندیشه را رواج میدهند که پیامبر شاگرد دانشمندان یهودی و مسیحی بوده است. آنگاه قضایای اسلامی را به ریشههای یهودی و نصرانی باز میگردانند. علت این اصرار، آن است که بسیاری از خاورشناسان مردان کلیسا و یا علمای دین و روحانی بودهاند؛ ازاینرو میکوشند هر خیری را به تورات و انجیل نسبت دهند. به ویژه بعد از تشکیل دولت اسرائیل تلاش بسیاری صورت پذیرفته است تا هر میراث اسلامی و عربی به ریشهای یهودی بازگردانده شود. البته برخی خاورشناسان خود به ردّ این نظریه پرداختهاند. دکتر موریس بوکای ـ که مدتی به مطالعه تطبیقی قرآن و تورات و انجیل مشغول بوده است ـ اظهار میدارد که جوانب علمی قرآن کاملاً منحصر به فرد است و بسیاری از مطالب آن چنان دقیق و استوار است که هرگز نمیتوان تصور کرد در آن روزگار کسی به آنها وقوف داشته است، و این در حالی است که مثلاً تورات دارای خطاهای علمی شگفتانگیزی است.
آشنایی با تفکر خلاق
در تعریف استشراق گفتهاند: «العلم باللغات و الادب و العلوم الشرقیة.» [۱] و عالم به آن را مستشرق (خاورشناس) میگویند.
پدیده خاورشناسی یا استشراق، در اصطلاح، به مجموعه مطالعات مربوط به شرق اطلاق میشود؛ خواه این مطالعات به ملیتها و اقوام برگردد یا به ادیان و ادبیات. بدینسان مطالعات ایرانشناسی، عربشناسی، هندشناسی، چین و ترکشناسی و نیز اسلامشناسی، یا مطالعه ادیان و آیینهای کهن شرقی چون زرتشتیگری، بودیسم و...همه در این مقوله میگنجد. البته اگر چه مصداق خاورشناسان فقط غربیها نیستند، امّا عادتا اکثر ایشان غربیاند.
0/4